بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت هفتم :
با رفتن داوود، سیاوش هم شامش را خورد و به خانهی منصور رفت. سالها بود که وسط حیاط به انتظار مهتاب میایستاد، اما این بار پا به داخل گذاشت و برخلاف همیشه با استقبال گرمی مواجه شد. شیرینی را به دست فاطمه خانم سپرد و با همه دست داد. به مهتاب که رسید، ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

فخری
0مریم بانوی عزیز قلمت عالیه مرسی از رمان خوبت خسته نباشی عزیزم قلمت مانا🌹❤🌹❤